این خاطره واقعا زیباست

رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.

وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل. من آن زمان چادر به سر داشتم.

دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم

می روم تا تو چادرت را در نیاوری.ما برای این چادر داریم می رویم.

چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم

*************

پ.ن:  بدحجابی فرآیندای زیادی به همراه داره از فساد اخلاقی بگیر تاااا کشتن افراد بد حجاب

پ.ن: خانومای چادری تلاش کنیم که جلوی این روند رو بگیریم...

پ.ن: اگه کسی خاطره ای دررابطه با حجاب و بد حجابی داره میتونه بگه...

پیشنهادم آهنگ زیبایی عشق ست

یا علی